taropud

قــَـلــَـندَر - مکتب آقا حسينــــقلي
.....:::::  از این سموم که بر طرف بوستان بگذشت  :::::.....        .....:::::  عجب که رنگ گلی ماند و بوی یاسمنی  :::::.....

         

دوشنبه ٢٢ دی ،۱۳۸٢

 

عذر ميخوام بسيااااااااااار ... :(

سلام خدمت اديب ميرزا وبنويسان گرام و خبره و نيز رفيق رفقايه گوگولی مگولی خودم ....

فرصتی پيش آمد و نت خاتون باشی به ما رخصت دادن که وارد شويم و به غلط کردن خويش اعترافی نماييم کزايی !!!!!!

خلاصه مينماييم تا سيستم مفنگبارمان نهنگيده يا انترانت گرانقدر قهر ننموده !

مدت مديديست که بسی بسيار دچار بدبختی و گرفتاری شديم و اديب ميرزا خزعبل نويس کوچک نميتواند آنی شود آنلاين وار !‌لهذا از دوستان بسی بس بس بسی گرامی تقاضايه بخشش مينماييم و خواهان بخشش هستيم بسی بس بس بسی بسيارکی !

اميد است به ياری خداوند مشکلات را کناری نهاده و بر سرشان کوبه ای زنيم کوبناک تا رهايی يابيم و اين وبلاگستان را مجددا احيا نماييم بهتر از پيش !

از بزرگوارانی که در ان مدت ما را ياری نمودندی و مينمايندی بسيار تشکر مينماييم و اميد است جبران نماييم ...... پس تا خزعبلاتی زود ........ يا حق

 

 

شهـــــــر آشــوب

باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم(نظر میدی؟)

عناوین مطالب وبلاگ

  :: دوشنبه ٢٢ دی ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

  :: دوشنبه ٢٢ دی ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

  :: دوشنبه ٢٢ دی ،۱۳۸٢






عناوین مطالب وبلاگ

  :: دوشنبه ٢٢ دی ،۱۳۸٢





 

عناوین مطالب وبلاگ

  :: دوشنبه ٢٢ دی ،۱۳۸٢






دوشنبه ۱٩ آبان ،۱۳۸٢

 

شعر قحط بود که بخوانی ؟!!

 

سلام . ( یه ساعت جون کندم ببینم چه جوری سلام کنم ! آخرم یه سلام خالی !) .......
نماز روزه هاتون خوبن ؟ آها ... قبول !

چند روزی فرصت نشد مطلبی بنویسم . حالا هم میخوام يه خلاصه ای از استــــاد میــرزا حسینقلی بنویسم « چون یکی از دوستان خواسته بودن . راستش من قصد داشتم وقتی در مورد میرزا مینویسم چیزی رو جا نندازم و سعی کنم که کامل باشه ولی خوب فعلا با این کمبود وقت و .... هزار تا درد سر دیگه این مطلب رو داشته باشین تا بعد .....

همونطور که قبلا عرض کردم آقا علی اکبر خان فراهانی  دو فرزند با نامهای میرزا حسینقلی  و میرزا عبدالله  داشتند که هر کدام به نوبه یه خود در موسیقی اعجاز میکردن ! جسارت نمیکنم و در مورد میرزا عبدالله زیاد صحبتی نمیکنم و وصف ایشون رو میزارم به عهده گنج سوخته . اما میرزا حسینقلی که عکسشون رو هم بالای وبلاگ میبینین در نوجوانی به همراه برادرش با زحمت فراوان توانستند موسیقی را فرا گیرند که در ابتدا با مشکلاتی مواجه بودن . چون بعد از مرگ زود هنگام آقا علی اکبر خان ناپدریشان که آقا غلامحسین نام داشت و برادرزاده آقا علی اکبر بود به آنها تعلیم نمیداد و آنها از پشت در بسته به تعالیم آقا غلامحسین به شاگردانش و یا نوازندگی ایشان و ... و خلاصه به هر صورت دست از تلاش بر نمیداشتند تا مادرشان از آقا غلامحسین خواست تا به آنها آموزش دهد چون خود آقا غلامحسین هر چه داشت از پدر این دو بود .... این از دوران نوجوانی میرزا حسینقلی .......

میرزا حسینقلی نیز مانند برادرش سبک و مکتب خاص خودش را داشت و نغماتی که بر روی صفحه از ايشان به يادگار باقی مانده توانايی مضراب و پنجهء اين استاد بی بديل را نشان ميدهد و نيز رديف ايشان توسط يکی از فرزندانش (استاد علی اکبر خان شهنازی) روايت شده است.

میــرزا حسینــقلی شخصی متدین و با ایمان بود . در اینباره شاعر معاصر، امیــری فیــروزکوهی به نقل از حسین غــراب(خواننده) میگوید : " روزی در منزل یکی از رجال اواخر عصر قاجاریه مجلسی  بود که میرزا حسینقلی نیز حظور داشتن . همینکه میرزا تار را برای نوازندگی برداشت و شروع کرد ، من ( حسین غراب) شروع کردم به خواندن و با این شعر آغاز کردم « گـــر مــِــی بخورم در رمضــان خواهم خورد ... » میرزا تار را بر زمین گذاشت و گفت : شعر قحط بود که میخوانی گر می بخورم در رمضان که ماه مبارک است می خوری ؟!!؟! این را گفت و از مجلس خارج شد و دیگر باز نگشت !!! "

حالا این که میرزا حسینقلی بد برداشت کرده یا درست و ..... ملاک نيست و بماند . فقط میخواستم در مورد اعتقادات و ایمانش صحبتی کرده باشم و مثالی زدم .

راستی يادم رفت بگم که : مرحوم ميرزا حسينقلی حوالی ۱۲۳۰ بدنيا آمدند و در سال ۱۲۹۴ (ه ش) دار فانی را وداع گفتند . روانش شاد ...

خوب اینم به خاطر دوستانی که خواسته بودن کمتر فــَـکنــوازی کنم و از میرزا بگم ! خوب انشالله که مفید واقع بشه . البته اساتید و اهل فن که این چیزا رو خیلی بهتر از بنده حقیر میدونن . تا بعــــد .... موفق و موید باشین و روزگار به کامتان ( به کام ما که کوفت شده !) ......

یا حـــــــــق

 

شهـــــــر آشــوب

باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم(نظر میدی؟)

عناوین مطالب وبلاگ

  :: دوشنبه ۱٩ آبان ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

  :: دوشنبه ۱٩ آبان ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

  :: دوشنبه ۱٩ آبان ،۱۳۸٢






عناوین مطالب وبلاگ

  :: دوشنبه ۱٩ آبان ،۱۳۸٢





 

عناوین مطالب وبلاگ

  :: دوشنبه ۱٩ آبان ،۱۳۸٢






شنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸٢

 

عمو شهـــر آشــوب !!!

 

سلامی چو بوی خوش زندگی ( ما که بوی خوش حس نکردیم ) !!! چه خوب ! به قول معروف وبلاگمون اومد داشت !! ا یه لقب عمو کم داشتیم که اونم به سلامتی کوبوندن پشت اسممون ! ولی میترسم با صراحت بگم !! میترسم شیرینی بخواین !! بابا خیر سرم عمو شدم هااا !!! اخه چقدر بی زوقی !؟!؟ ولی خودم هنوز ندیدمش !! عجب شانسی داریم ! همین امروز به دنیا اومده ما هم نرفتیم ببینیمش هنوز !!! نمیدونم فسقلی چه شکلیه !!! گومبولی قلمبه کوپولی یا آ میرز قلمدون ! لبو ! سیاه ؟ سفید !؟! خلاصه هر چی بود الحمدالله سالم بدنیا اومد . چشم داداشم روشن !!

خوب چی میگی حالا !؟! جانم !؟ ها ؟؟ نمیگیرم ! بله !؟! بلند تر بگو صدات نمیاد ! آقا آنتن نمیده ! شیرینی !؟! کی !؟ من شیرینم !؟! بابا نظر لطفته !!! ... آقا ما نمیگیریم منظورتو !! بی خیال شو اصلا !!!!

خوب بالام جا مـَـجی(مگه) زوری(ه) ؟!؟؟ آگا جان منو ســَــنــَــنَ ؟!؟! اخوی ما بابا شده ! من چــَـرا شیرینی باید بیدم ؟! عجباا ! روزگار گریبی شدی ها !!! مردم همه طلبکارن از آدااام !!!

خوب دیگه اینم ذکر کردم که یه چی گفته باشم ! عمو شدم که شدم ! حالا تبریک میگی ! باشه ! مرسی عزیزم . ایشالله شما هم بدنیا بیای ! چیز نه ! ببخشید ! شما هم عمو بشی ! خانومی ؟! خوب چه اشکالی داره ؟! برادری کن تا عمو بشی !!! بگذریم ....

 

خوب قصد نداشتم به این زودی آپدیت کنم ولی خوب امروز از وبلاگ میگم . خدمت شما عرض شود که اسم وبلاگ رو قلندر – مکتب میرزا حسینقلی انتخاب کردم . اولین دلیلش این بود که رابطه وبلاگم هم با وبلاگ میرزا عبدالله مثل رابطه خودمون رابطه برادری ِ . و این 2 تا وبلاگ قصد دارن مکمل همدیگه یا درست تر بگم پشتیبان هم باشن . بهتر دیدم از استاد تبعیت کنم و ایده و نظرشون رو محترم بشمرم و اسم وبلاگ این شد . از قلنــدر برای دوستانی بگم که نمیدونن وگرنه اساتید این فرقه که این مطلب رو میخونن این جریان قلندر رو خیلی بهتر از من میدونن . فقط در این مطلب سعی میکنم خیلی خلاصه کنم . در سالهای خیلی دور که هنوز نوشتن نت و .. برای قطعات مرسوم نبود یه استاد بزرگ و قهــّـار بنام علی اکبر خان فراهانی کشف میشه ! امیر کبیر  خدا بیامرز ( واقعا روحش شاد باد) ایشون رو کشف میکنن و از فراهان به طهران انتقال میدن تا در دربار شاه مراحل ترقی و مشهور شدن رو طی کنن . از اونجا که این استاد بزرگ بسیار بسیار هنرمند بودن ، نواختن تارشون خیلی درباریان رو تحت تاثیر قرار میده و خلاصه موندنی میشه و ..... . ایشون یه تار داشتن به اسم قــَـلــَـندر که بسیار با این ساز مانوس بودن . و چون یه سری جریانات داره و یه جورایی این ساز نزد ایشون عرفانی و روحانی شده بود تصمیم گرفتم که در اسم وبلاگ قرار بدم تا بدینگونه اثری هم از این استاد بزرگ در اسم وبلاگ باشه . این از قلندر ! حالا میرزا حسینقلی ! میرزا حسین قلی پسر استاد آقا علی اکبر خان فراهانی بودن که صاحب یکی از پر محتوا ترین ردیف های سازی موسیقی سنتی ایران هستن . از این استاد بزرگ خیلی صحبت و نقل و حرف و حدیث زیاد هست که بعدا سعی میکنم جز به جز برای علاقه مندان شرح بدم . امروز فقط خواستم سر نخ رو بدم دستتون و بیارمتون تو بازی ! حالا بر و بچه های تیم رو بشناسین تا بعدا با هم تمرین کنیم !!!! از استاد میرزا عبدالله براتون فعلا نمیگم چون گنج سوخته توی وبلاگش یه چیزایی گفته و خواهد گفت ولی فقط متذکر میشم که میرزا عبدالله هم پسر دیگر آقا علی اکبر بود که ایشون هم سبک خاص خودشون رو داشتن و ردیف سازی خودشون رو دارن .

بگذریم ! فکر کنم تا الان از همین خلاصه مطالب فهمیده باشین که علی اکبر خان چه هنری داشتن و خانوادش چقدر هنرمند بودن . حالا در مورد اینکه میرزا حسینقلی و میرزا عبدالله چطوری قدر مردان موسیقی ایران شدن و داستان زندگیشو باشه واسه مطالب بعد که عرض کرده بودم .

یا حق

 

شهـــــــر آشــوب

باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم(نظر میدی؟)

عناوین مطالب وبلاگ

  :: شنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

  :: شنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

  :: شنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸٢






عناوین مطالب وبلاگ

  :: شنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸٢





 

عناوین مطالب وبلاگ

  :: شنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸٢






چهارشنبه ٧ آبان ،۱۳۸٢

 

شروع کردنم سخته ها !!!

 

سلام ونعلیکوم و رحمته الله و برکاتو و الخواصُ الویتامینُ الپروتئینُ و .... !!!
والله نمیدونم چه جوری شروع کنم و چه راهی پیش بگیرم که مخاطبم بتونه کاملا درکش کنه و تمام منظور و هدفم رو به مخاطبم برسونم . در نتیجه تصمیم گرفتم در مورد خودم و وبلاگ و اهدافم کمی توضیح بدم تا ببینیم چه پیش آید !

بهتره از خودم شروع کنم . شاید براتون جالب باشه ! ولی فقط از خودم و موسیقی میگم و اینکه چه جوری به این موسیقی علاقه مند شدم . عرض شود که نکته ای که گفتم جالبه این بود که من یه طرفدار پر و پا قرص موسیقی غرب بودم ! اونم چی !؟! متــــــال !! من از بچگی به موسیقی خیلی علاقه داشتم ولی امکانش نبود که زیاد گوش خودم رو آشنا کنم تا 13-14 سالگی که تکنلرژی یه نمه پیشرفت کرد و خلاصه من از موسیقی پاپ خوشم اومد ولی نمیدونستم موسیقی چیه !!! فقطم پاپ شنیده بودم ! پس همون شد موسیقی مورد علاقه من ! چند سالی پاپ گوش میکردم و اکثرش خارجی بود و از ایرانیها چند نفر رو بیشتر قبول نداشتم . بعد که بیشتر سوار ماشین شدم و روز به روز هم قدرت بلندگوهای ضبط صوت ها بیشتر شد از تکنــــو خوشم اومد ! چه میشه کرد ! اولا که کسی نبود که آگاهم کنه و بعدشم اینکه اقتضای زمان بود ! خوشبختانه چند ماه بیشتر نشد و رفتم سراغ رپ !!! حتما مثل همه کسایی که میرن طرف رپ ، نو پا بودن و هواداراش و خوانده هاش و سر و وضعشون !من رو به طرفش کشوند ولی خوشبختانه زود بی خیالش شدم و یواش یواش احساس کردم گوشم با موسیقی بیشتر آشنا شده و حالا میفهمم چی دارم گوش میدم و چی من رو ارضا میکنه ! در نتیجه رفتم طرف متال ! از این یکی خیلی خوشم اومد و واقعا من رو ارضا میکرد . به خاطر تریپ و ... هم نرفته بودم طرفش . واقعا دوست داشتم . برای آدمی مثل من که احتیاج داشت خودش رو یه جوری خالی کنه موسیقی خیلی خوبی بود . در خوشحالی و شادی و غم و غصه و .... تقریبا مفید بود . خلاصه از صدقه سر این موسیقی غربی که از بقیشون کاملتر بود و هدف والاتری داشت گوشم با موسیقی خیلی بهتر آشنا شد و دیگه راحت میتونستم آهنگا رو از هم تفکیک کنم و بیشتر لذت ببرم ولی افسوس که این مدت یه کمی زیادی طول کشید ! آخه نمیخوام بگم نباید میرفتم طرفش و وقتم رو حروم میکردم . این حرف کاملا اشتباه ست ، چون کسی که هنر موسیقی رو دوست داره باید قدرت درکش  رو داشته باشه و برای این هنر ارزش قائل باشه و لازم بود تا با هر نوع موسیقی آشنا بشم تا بتونم تشخیص بدم کدوم وسیع تره !
زیادی فک نوازی کردم ها ! خلاصه داستان اصلی از 2 ماه پیش شروع شد که جرقه ای زده شد و تحول عظیمی تو زندگیم رخ داد و من رو به راه درست راهنمایی کرد و باعثش هم یه دوست جدید بود که متاسفانه کمی دیر باهاش آشنا شدم . این دوستم که کم کم به استادم هم تبدیل شد من رو با هنری آشنا کرد که با توجه به وسعت زیادش میشه گفت یه علم ِ ! واقعا هم هست .
این دوست عزیز و استاد گرانقدر رو خیلی ها میشناسن . وبلاگ ایشون
Http://Ghalandar-tar.persianblog.ir   هست که من هم تصمیم گرفتم پا به پاش بیام جلو . در ضمن من هنوز در حدی نیستم که بخوام صریح در مورد این علم صحبت کنم . در نتیجه تصمیم گرفتم یه کار جالب کنم ! من ساز بــَـر بـَـط رو دوست دارم و میخوام شروع کنم به فراگیری ولی چون خیلی از موسیقی (منظورم آشنایی با نت ها و نوازندگی "به صورت حرفه ای" ست) سر رشته نداشتم و فقط تنها سازی که کمی کار کردم الکتریک گیتار بود . در نتیجه بنا به پیشنهاد همین دوست و استاد عزیزم تصمیم گرفتم از پایه و اول شروع کنم . و چون یه مشکلاتی سر راهم هست سه تار رو زیر نظر ایشون شروع کردم و قصد دارم از اوائل 1383 بربط رو شروع کنم . خلاصه فعلا میخوام فقط  از تاریخچه موسیقی خودمون بگم و دوستانی که نسبت به این موسیقی اصیل که تو خونشونه در غربت هستن آشنا کنم و از طرفی هم یه جورایی پیشرفت خودم رو ثبت کنم ! یعنی یه جورایی یاد داشتی داشته باشم ! ایشالله بتونم تا چند ماه دیگه از بربط و درد غربتی که کشیده بیشتر بنویسم .

خلاصه برای اینکه توی مطالب و کارم اشتباه نداشته باشم استاد و دوست عزیزم به من کمک میکنه . راستی من و گنج سوخته اهداف مشترکی توی نوشتن مطالبمون داریم که یکیشو گفتم ! یعنی من از اونجایی که خودم اون اشتباه رو کردم و کمی دیر به موسیقی که با خونم تو رگهام جریان داره و ریشه در اصل و نصب و ملیـّت من داره ، رسیدم دوست دارم تاثیری رو جوونای مثل خودم بزارم که این اشتباه من رو تکرار نکنن ! حد اقلش  1 نفر هست !؟!! همونم اگه باشه تاثیر داره ! شاید همون یه نفر کسی شد که یه روز ..... بگذریم ! خلاصه بگم ! همه دوستایی که تو این راه افتادن میدونن که پی سیاست هایی دراز مدت جوونای ما رو از اصل و نسب خودشون دور کردن و ما ها رو به سمت و سویی سوق دادن تا خودمون با دستای خودمون اصل خودمون و فرهنگ غنی خودمون رو نابود کنیم ! من میخوام بگم میشه جلوشو گرفت ! این خود ماییم که به این سیاست هاشون بال و پر میدیم و روز به روز متفرق تر میشیم . بیاید عاقل باشیم ....

راستی تو مطلب بعدی از اسم وبلاگ و .... و دلیل انتخابشو .. میگم .

خوب دیگه واسه دفعه اول خیلی فک نوازی کردم !! ولی لازم بود ! تازه کم گفتم !!! ایشالله به یاری شما دوستان پیش خواهیم رفت . تا متعال چه خواهد .......

 

یا حق مدد

 

شهـــــــر آشــوب

باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم(نظر میدی؟)

عناوین مطالب وبلاگ

  :: چهارشنبه ٧ آبان ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

  :: چهارشنبه ٧ آبان ،۱۳۸٢





عناوین مطالب وبلاگ

  :: چهارشنبه ٧ آبان ،۱۳۸٢






عناوین مطالب وبلاگ

  :: چهارشنبه ٧ آبان ،۱۳۸٢





 

عناوین مطالب وبلاگ

  :: چهارشنبه ٧ آبان ،۱۳۸٢






 
 


درباره مکتبخونه


مکتب خونه
محفوظات مکتبخونه
پیک برقی به میرزا بنویس
 


نمای استاد



Coming Soon!


 

< :: مکاتبه خونه :: >


هم نفسان



~~> *** <~~

و


 

O چرتکه برقی O




 

 
 

©All rights are reserved by :  
 
~> RaaJaaZ <~